بسم الله
كتاب سال 1389 هم به آخرين برگهايش رسيد .
كتابي كه دشمني دشمنان را باز ثبت كرد 25 بهمن را ميگويم ! ديديد نامرديشان را ؟
چه ميتوانم بگويم ؟ چه ميتوان گفت ؟ آيا بايد چيزي گفت ؟
لبخند كودكان را ميبينم خرسند از نزديك شدن بهار و عيد نوروز ...
اما بهار من چيزي ديگريست ... بهار من يوسف زهراست . اوست كه با آمدنش قلب من باز ميزند.
با آمدنش زمستانم را بهار ميكند .
مي آيد روزي كه مي گويد : يا ايها الناس انا المهدي .
قصدم درد آوردن سرتان نيست
شايد فرصت ديگري نباشد تا بتوانم تبريك عيد نوروز را به شما سرداران و عماران امام و مردم عزيزم بگويم .
بس عيدتان مبارك . اميدوارم سال خوبي در پيش رويتان باشد...
در ضمن ممنون ميشم اشكال هاي طرحمرو بگيد .
تا سال 1390 و بعد تعطيلات
خدانگهدارتان